گوشه

به گوشه‌های پنهان سرک نکشید!!

گوشه

به گوشه‌های پنهان سرک نکشید!!

گوشه

آشنای محترم!
اگر گشتی و گشتی و گشتی تا آدرس این‌جا رو پیدا کنی و از راهی به جز رضایت خودم این‌جا رو پیدا کردی، حضورت در این‌جا و خوندن پست‌ها از طرف‌ت اشتباهه!
هم می‌فهمم، هم ناراحت می‌شم...
اگر با این خیال وارد شدید که قراره متن های ادبی جالب و دوست داشتنی بخونید، باید بهتون توصیه کنم که وقت‌تون رو تلف نکنید...

آخرین مطالب

خیلی خوبی :)

چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۷، ۰۱:۱۵ ق.ظ
خب من مجبور شدم که یکی از آمپول‌هام رو توی سفر بزنم!
وقتی توی صف وایستاده بودم و منتظر بودم یه خانومی که حامله بود با دختر چهار، پنج ساله‌ش پشت سر من بودن و هر چی می‌گذشت اون کودک قشنگ با اون موهای فر روشن‌ش که بالای سرش بسته شده بودن، بیشتر تحت تأثیر فضای بیمارستان قرار می‌گرفت و می‌ترسید...
ازشون خواستم که زودتر از من برن و کار دخدرک قشنگ رو انجام بدن.
دخدرک داستان ما هیچی نگفت، حتا جواب سوال خانوم دکتر رو هم نداد، حتا گریه نکرد و فقط وقتی درد سوزن رو چشید، به مامان‌ش گفت: خیلی بدی...
  • ۹۷/۰۹/۱۴
  • دچار ...

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.