گوشه

به گوشه‌های پنهان سرک نکشید!!

گوشه

به گوشه‌های پنهان سرک نکشید!!

گوشه

آشنای محترم!
اگر گشتی و گشتی و گشتی تا آدرس این‌جا رو پیدا کنی و از راهی به جز رضایت خودم این‌جا رو پیدا کردی، حضورت در این‌جا و خوندن پست‌ها از طرف‌ت اشتباهه!
هم می‌فهمم، هم ناراحت می‌شم...
اگر با این خیال وارد شدید که قراره متن های ادبی جالب و دوست داشتنی بخونید، باید بهتون توصیه کنم که وقت‌تون رو تلف نکنید...

آخرین مطالب

یک داستان رمانتیک تمام عیار... (۷)

چهارشنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۷ ق.ظ

توی جشن امروز داشتم فکر می‌کردم که اصلا ما اجازه داریم عیدی بخوایم؟ اصلا چه مناسبتی داره؟

همین‌طور فکر کردم که اگر قرار باشه عیدی‌ای طلب کنم اول حال خوب پدر رو می‌خوام و بعد از اون فقط و فقط به نتیجه رسیدن این داستان رو...

همون موقع فاطمه زد به پام و گفت: چرا داری کهیر می‌زنی؟

گفتم: هن؟؟!

دست‌ش رو گذاشت رو زانوم و کشید به سمت مچ پام و خب راست می‌گفت تمام جاهایی که دست کشید قرمز شده بودن. :/

می‌خوام بگم تا این حد نسبت به این داستان حساس‌م :)

  • ۹۷/۰۵/۰۳
  • دچار ...

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.